تاريخ : شنبه سی ام دی 1385 ساعت: 23:15
* شنبه ۳۰ دی :
خبرنگاران همیشه برای کسانی که ممکن است خبر و اطلاع رسانی منافع آنها را تهدید کند غیرقابل تحمل اند و منفعت طلبان به هر شکل ممکن زهر خود را می ریزند.
در عراق زیادند کسانی که چشم دیدن خبرنگار را ندارند و به همین دلیل خبرنگاران یکی از قربانیان اصلی فجایع عراقند و هر روز بر تعداد شهدای خبرنگار افزوده می شود.
امروز هم دو نفر از دست اندرکاران رسانه در عراق کشته شد:
افراد ناشناس، "محمد نوری" کارمند رادیو نینوا را حین عزیمت به محل کارش، به قتل رساندند. برخي منابع از جمله شبكه تلويزيوني العراقيه وي را مهندس فني خود معرفي كرده است.
اين شبكه همچنين امروز از كشته شدن "بهاء حسن خلف" كارمند اين شبكه در بغداد خبر داد.
** اما ديگر رويدادهاي امروز عراق:
* يك بالگرد آمريكايي در شمال بغداد سقوط كرد و ۱۳ سرنشين آن جان باختند.
* افراد مسلح ناشناس سه غيرنظامي را در "مدائن" واقع در ۲۵كيلومتري جنوب شهر بغداد كشتند.
* دو تن از كاركنان شركت تلفن همراه "اثير" توسط افراد مسلح در منطقه "يرموك" واقع در غرب شهر بغداد به قتل رسيده و دو تن ديگر زخمي شدند.
* "سرهنگ نزار حميد" از افسران ارتش عراق بر اثر انفجار بمب در شهر "موصل" (واقع در ۳۷۰كيلومتري شمال بغداد) كشته و دو سرباز مجروح شدند.
* چهار فرد متهم به حمله به نيروهاي امنيتي عراقي و خارجي در شهر "اسكندريه" واقع در ۶۰كيلومتري جنوب شهر بغداد دستگير شدند.
* ارتش آمريكا با صدور بيانيهاي اعلام كرد: براثر انفجار بمبي در مسير حركت نيروهاي چندمليتي در بغداد، يك سرباز آمريكايي كشته شد.
اين حادثه روز شنبه در شمال غربي بغداد روي داد و بر اثر آن يك سرباز ديگر آمريكايي نيز مجروح شد.
بدين ترتيب شمار نظاميان آمريكايي كه از زمان حمله آمريكا به عراق در فروردين ۱۳۸۲تاكنون جان خود رادر اين كشوذراز دست دادهاند به سه هزار و ۳۱نفر رسيد.
* رهبران قيام سال ۱۹۹۱ميلادي شيعيان جنوب و كردهاي شمال عراق بر ضد رژيم سابق بعث كه به "انتفاضه شعبانيه" معروف شد در همايشي، اقدام به تاسيس يك تشكل واحد سياسي كردند.
گروههاي مزبور كه تاكنون به طورمستقل در زمينههاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي فعاليت ميكردند از روز جمعه و بعد از شركت در همايشي دو روزه كه امروز به اتمام ميرسد، يك تشكل واحد تحت عنوان "انتفاضه متحد" تاسيس نمودند.
* مردم استان "واسط" در ۱۷۲كيلومتري جنوب بغداد، در اعتراض به اقدام خودسر نيروهاي آمريكايي در بازداشت دو عضو شوراي اين استان، روز دوشنبه آينده دست به اعتصاب سراسري ميزنند.
نيروهاي آمريكايي سهشنبه گذشته بدون اطلاع قبلي و با استفاده از زور وارد ساختمان شوراي استان واسط شده و "قاسم الاعرجي" و "فاضل جاسم ابوطيب" دو عضو اين شورا را بازداشت و به مكان نامعلومي انتقال دادند.
* "كيتي براون" سخنگوي نيروهاي چند مليتي در جنوب عراق در بيانيهاي اعلام كرد كه بر اثر انفجار يك بمب در مسير گشت نظاميان انگليسي، شب گذشته در منطقه "كرمه" در ۱۵كيلومتري شمال شهر بصره يك خودرو نظامي انگليس منهدم شد.
اضافه كرد ، پايگاه نظاميان انگليسي در هتل بينالمللي "شط العرب" نيز شب گذشته هدف اصابت شش موشك كاتيوشا قرار گرفت.
* "جاسم المصراوي" ( ۲۵ساله) مسئول يك گروه مسلح كه سال گذشته يك روزنامهنگار به نام "انوار نور محمد" را در بغداد ربود، در "كربلا" (واقع در ۱۱۰كيلومتري جنوب شهر بغداد) دستگير شد.
* همزمان با نزديك شدن برپايي مراسم عاشوراي حسيني مسوولان محلي كربلا اعلام كردند تدابير امنيتي شديدي دراين شهر به اجرا گذاشته خواهد شد.
"علي الخزعلي" فرماندار كربلا گفت:" ستاد بحران متشكل از دستگاههاي امنيتي و بهداشتي تشكيل شده است تا طرحي امنيتي را براي خنثي كردن هرگونه اقدام تروريستي احتمالي به اجرا بگذارد."
وي در ادامه سخنان خود درباره خطر اقدامات تروريستي در مراسم عاشورا به دليل تشديد تنشهاي قومي هشدار داد.
رئيس پليس كربلا نيز از استقرار حدود هشت هزار نيروي پليس در شهر خبر داده است كه نيروهاي ارتش نيز به اين تعداد اضافه خواهد شد.
* بر اثر اصابت چند گلوله خمپاره به منطقه "الصليخ" در شمال بغداد سه تن كشته و ۱۵تن مجروح شدند.
تاريخ : شنبه سی ام دی 1385 ساعت: 13:42
عکس : پروانه * یادگاری دوستی عزیز
تاريخ : جمعه بیست و نهم دی 1385 ساعت: 19:15
* جمعه ۲۹ دی :
تصميم گرفتم، براي ساعتي تنها به سطح شهر برم. اين موضوع با مقررات دفتر ، مغايرت داره و ابو علي همكار محلي دفتر اين موضوع را پس از بازگشت متذكر میشه و میگه: "شما حتما بايد با يك همكار عراقي تردد كنيد."
البته اين يادآوري ها براي تامين امنيت جاني و سلامت همكارانيه كه از ايران اومدن، ولي با روحيه يك "خبرنگار بحران" سازگار نيست.
كار در دفتر بغداد به همين دليل آزار دهنده است. هرجا بخواي بري با موانع مختلف مواجه مي شي.يك بار مترجم ميگه : "خطرناكه" . يك بار راننده ميگه:" امنيت نداره" و مواقعي هم تصوير بردار باهات نمياد.
تازه اونا ميگن خودت ميتوني بري خبر مكتوب بياري. انگار نه انگار كه ما براي كار تصويري اومديم. با اين حال حالا كه مي خواي بري هم ايراد ميگيرن. ابو علي ميگه: براي من مسئوليت داره.
دلم لك زده براي يك كار ميداني در اين همه حوادث و اتفاقات عراق كه صد حيف...
بگذريم. جمعه ها در بغداد از ساعت ۱۱ تا ۱۵ منع آمد و شد با وسيله نقليه است. اونم به خاطر اينكه امنيت جاني نمازگزاران تامين بشه. من بودم و خيابان هاي خلوت بغداد و چند ماشين پليس و نيروهاي پليس كه مسلح بودن و در گوشه و كنار خيابون ها به چشم مي خوردن.

رو پل " السنك" كه جنوب رودخانه دجله را به شمال اون و به موازات ديگر پل ها وصل مي كنه، دقايقي ايستادم و جاري بودن رود رو تماشا كردم.
دجله همانند گذران تاريخ جاري بود و من با او گذشته و حال بغداد را مرور كردم. از او درباره آينده مردم بغداد پرسيدم و دجله گذر كرد و سكوت را ترجيح داد.
از دور جمعي از نوجوانان و جوانان بغدادي را ديدم كه بي خيال شرايط موجود، فوتبال بازي مي كردن.
به سمت اونا حركت كردم. ساعتي هم به تماشاي بازي اونا نشستم. صداي امام جمعه يكي از مساجد اهل تسنن كه در كنار پل " السنك" بود، شنيده مي شد . به مسجد رفتم و پس از وضو گرفتن در جمع نمازگزاران ايستادم.
در حين نماز به خاطر تفاوت در شكل اقامه نماز من و اونها، انواع واكنش هاي نمازگزاران رو تصور مي كردم و منتظر پايان نماز بودم.
نماز تموم شد و ما به همديگه دست داديم و قبولي طاعات رو آرزو كرديم، بدون هيچ مشكل يا برخورد ناگوار.
مسلمانان همانند ديگر بندگان خدا از هر آييني، يك خدا رو پرستش مي كنن و خداي احد و واحد از آن همه مخلوقات خداست و اختلافات فرقه اي تنها دستاويز كسانيه كه از اون سود مي برن و انسانهايي كه ساده لوحن بازيچه اون مي شن.
راستي اين مواردي كه گفتم، سه سوژه گزارشي بود.صد حيف كه نه دوربين بود و نه دوربين دار (تصوير بردار).
به دفتر برگشتم و مجروح شدن ۶ سرباز انگليسي رو در بصره همزمان با سفر وزير دفاع آمريكا به عراق و ورود وي به بصره، كشته شدن يك سرباز امريكايي و مجروح شدن سه تن اونها در بغداد و كشته شدن ۶ شهروند عراقي در بغداد، بر اثر اصابت گلوله هاي خمپاره، براي بينندگان شبكه خبر در ارتباط زنده تلفني و با ارسال "بسته خبري" گزارش كردم.
تا فردا...
تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 ساعت: 23:32
* پنجشنبه ۲۸ دي :
امروز در بغداد ۶ خودروي بمب گذاري شده جان تعدادي ديگر از شهروندان بغدادي را گرفت و خانواده هايي را به داغ و سوگ عزيزانشان نشاند.
امروز دو اتفاق خبري ديگر نيز افتاد. ابتدا نشست خبري حسن كاظمي قمي سفير جمهوري اسلامي ايران در عراق بود كه در محل سفارت ايران در بغداد برگزار شد.
سفير پاسخگوي سوالات خبرنگاران عرب خبرگزاريهاي عربي و غير عربي بود. من و آقاي عليرضايي تنها خبرنگاران ايراني بوديم كه در اين نشست حاضر شديم. وقتي وارد سفارت شديم بوي وطن مي آمد و ناخودآگاه احساس خوش در وطن بودن و ديدار هموطنان به ما دست مي داد.
خبرنگاران عرب محور سوالات خود را ديپلماتهاي اربيل و موضوع ربوده شدن آنها، ادعاي حمايت ايران از عمليات تروريستي در عراق و اختلاف ايران با آمريكا بود.
عرب ها تلاش مي كردند از زبان سفير تاييدي بر ادعاي خود مبني بر اينكه كاركنان بازداشت شده در اربيل ديپلمات نيستند ، بگيرند ولي كاظمي قمي، قرص و محكم بر ديپلمات بودن آنها تاكيد كرد.
سفير ايران "تيتر و ليد" خبر بسياري از خبرنگاران را با اين خبر فراهم كرد:
" ديپلماتهاي ايراني در روزهاي آينده آزاد مي شوند"
پيش از رفتن به سفارت به منطقه سبز رفتم و كارت خبرنگاري امريكايي خود را كه سه روز پيش براي صدور آن اقدام كرده بودم، دريافت كردم.
خبر جالب توجه ديگر اين بود كه " عقيل طريحي"سخنگوي وزارت دادگستري عراق اعلام كرد:

"طنابي كه با آن صدام را به دار آويخته شد، در موزه دادگستري نگهداري مي شود"
** اما ديگر اتفاقات امروز در عراق:
* بغداد امروزشاهد انفجارها و تيراندازيهايي بود كه منجر به كشته شدن 19 تن و زخمي شدن تعداد زيادي شد. به گفتهي يك افسر پليس عراق، انفجار سه خودرو به فاصلهي چند دقيقه نزديك يك بازار سبزي فروشي در منطقهي سنينشين الدوره در جنوب بغداد حداقل 10 كشته و 30 زخمي بر جاي گذاشت.
خودروي ديگري نيز در ساعات پرتردد در مركز بغداد منفجر شد كه به واسطهي آن 4 تن كشته و 11 تن ديگر زخمي شدند. به گفتهي افسران پليس انتظار ميرود تعداد تلفات افزايش يابد.
يك خودروي پارك شده در منطقهي سني و شيعه نشين مركز بغداد منفجر شد كه چهار كشته و 10 زخمي بر جاي گذاشت. مردان مسلح همچنين به سوي يك گشتي پليس عراق در منطقهي استاديوم الشعب در شرق بغداد تيراندازي كردند كه يك افسر پليس كشته و يك تن ديگر زخمي شد.
* فرماندهي ارتش مهدي بغداد نيز اعلام كرد: نيروهاي آمريكايي و عراقي از روز سه شنبه در منطقهي امالمالف كه يك منطقهي شيعهنشين در جنوب بغداد است حملاتي را آغاز كردند. اين فرمانده كه نخواست نامش فاش شود، گفت: اكثر دستگيرشدگان كساني بودند كه قادر به حمل سلاح بودند. به ما گفته شده 400 تن دستگير شدهاند.
* تلويزيون دولتي عراق از كشته شدن حداقل 100مهاجم در ديگري با نيروهاي عراقي در منطقهي سنينشين شمال شرق بغداد خبر داد. همچنين گفته ميشود تعداد زيادي از مهاجمان دستگير شده و مقادير معتنابهي سلاح و تجهيزات از اين افراد به دست آمده است. اين درگيريها در منطقهي بلد روز در 45 مايلي شمال شرق بغداد رخ داده است.
* يك افسر ارتش عراق نيز از حمله به خودروي حامل غربيها در منطقهي يرموك در غرب بغداد خبر داد. وي گفت: اين كاروان حامل سه خودرو از موسسهي دموكراتيك ملي مستقردر واشنگتن بوده است كه در اين حمله چهار تن از جمله يك زن آمريكايي به همراه سه مقاطعهكار امنيتي؛ يك مجارستاني، يك كروات و يك عراقي، كشته شده و سه تن ديگر به شدت زخمي شدند.
* ارتش آمريكا نيز از انجام عملياتهاي مشترك با نيروهاي عراقي در استان ديالي و كشتن 100 مظنون تروريست و دستگيري 50 تن ديگر خبر داد.
* ارتش آمريكا از سقوط يك هواپيماي شناسايي بدون سرنشسن در يك منطقهي غيرمسكوني در نزديكي فرودگاه بغداد خبر داد. به گفتهي ارتش آمريكا درعراق تحقيقات درخصوص دلايل سقوط اين هواپيما آغاز شده است.
شب بخير...
تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 ساعت: 23:28
* چهارشنبه ۲۷ دي :
آهای آدما ، آهاي اونايي كه كنار شومينه گرم، بي خيال سوز و سرما ، گل ميگين و گل ميشنوين. آتيشتون گرم ولي...
آهاي آدما ، آهاي اونايي كه كودكانتونو به گرمي تو آغوش مي گيرين و براي خوابيدنشون قصه هاي قشنگ و رنگ و وارنگ ميگين. قصه هاتون براه ولي...
اينجا كودكاني هستن كه تشنه يك جرعه خوابن. اينجا بچه هايي هستن كه موسيقي دائم شيون و زاري خواب رو بهشون حروم كرده.
آهاي آدما اينا ، آره اينايي كه اين دور دورا ، خونشون نقش زمينه و تنشون همدم خاك ، اينا از جنس مان، اينا برادرمونن، اينا خواهرمونن، اينا انسانن. ميشنوين اينا انسانن.
به خدا كودك بغدادي هم كودكمونه. به خدا بچه هاي عراقي هم، بازي ميخوان. اونام دوست دارن سايه مهر پدر و آغوش گرم مادر همدم هر دمشون باشه و باهم بگنو بخندنو شادي كنن.
قصه شب و روزشون آتشو خونه
دستاي رو سرشون سرد و نامهربونه
بچه ها مي خوان بخوابن
بابا كو
مامان كجاست
پرسشاشون بي جوابن
پدرا نقش زمينن
مادرا خون به جبينن
ناز تو كودك تنها
لالايي بچه بغداد
بابا نون داد بابا آب داد
لالايي كودك بغداد
لالايي كودك بغداد
بيايم دست نوازش به سر اين طفل هاي معصوم بكشيم. بيايم اسلحه ها رو بشكنيم. بيايم ديگه حتي اسلحه اسباب بازي هم نسازيم.
تاريخ : سه شنبه بیست و ششم دی 1385 ساعت: 23:25
* سه شنبه ۲۶ دي :
امروز روز سیاه بغداد حداقل در یک ماه اخیر است، چراكه عملیات تروریستی، فقط در پايتخت عراق، ۵۰۰ كشته و زخمي برجاي گذاشت.
عصر امروز ، در نزدیکی دانشگاه "مستنصریه" بغداد و هنگام خروج دانشجویان انفجار عمليات انتحاري و يك خودروی بمب گذاری شده جان ۶۳ انسان بی گناه از جمله دانشجویان را گرفت و بیش از ۱۱۰ نفر را زخمی کرد.
نخستین بمب را یک تروریست انتحاری در میان دانشجویانی که در حال خروج از درب پشتی دانشگاه بودند منفجر کرد و لحظاتی بعد در حالی که گروه بسیار زیادی از آنان وحشتزده در حال فرار از صحنه انفجار بودند یک خودروی بمبگذاریشده که در نزدیکی دانشگاه پارک شدهبود منفجر شد و موجب مرگ تعداد بسیار بیشتری از آنان گردید.
يك مقام رسمي دانشگاه در اين باره گفت: اكثر كشتههاي اين انفجارها را دختران دانشجو تشكيل ميدهند كه منتظر رفتن به خانه بودند.
** این تنها جنايت امروز نبود بلكه اتفاقات ديگري نيز رقم خورد:
* دو فرد مسلح در "فلوجه" (واقع در ۵۰كيلومتري غرب شهر بغداد) كشته و ۶تن دستگير شدند.
* يك فرد مسلح در بغداد توسط نيروهاي امنيتي كشته و ۷تن ديگر دستگير شدند.
***و اينها برخي از حوادث امروز در بغداد بود. اما در ديگر استانها و شهرهاي عر اق:
* پايگاه نظامي نيروهاي انگليسي درمنطقه "الساعي" در مركز بصره شب گذشته مورد اصابت ۲۴راكت كاتيوشا و چهار گلوله خمپاره قرار گرفت.
پايگاه ديگر نظاميان انگليسي در كاخهاي رياست جمهوري در مركز شهر بصره نيز ديشب مورد اصابت ۹راكت كاتيوشا قرار گرفت.
* بر اثر انفجار بمب در مسير يك افسر بلندپايه پليس استان "ديالي" در "خان بني سعد" واقع در ۳۵كيلومتري شمال شرق بغداد يك تن كشته و سه تن مجروح شدند.
* افراد مسلح ناشناس صاحب يك فروشگاه تلفن همراه را در "اسكندريه" واقع در ۶۰كيلومتري جنوب شهر بغداد به قتل رساندند.
* راننده يك دستگاه خودرو در حمله افراد مسلح در "المحاويل" واقع در ۸۰كيلومتري جنوب شهر بغداد كشته شد.
* يك عضو سابق حزب منحله بعث توسط افراد مسلح ناشناس در "الديوانيه" واقع در ۱۸۰كيلومتري جنوب شهر بغداد به قتل رسيد.
* بر اثر انفجار همزمان دو بمب در منطقه "باب الشيخ" در مركز بغداد دستكم ۱۵تن كشته و حدود ۷۰تن مجروح شدند.
* نيروهاي ارتش عراق ۹۲فرد مسلح از جمله ۴۰فرد تحت تعقيب را در منطقه "سيد عبدالله" واقع در جنوب شهر بغداد دستگير و مقادير زيادي سلاح، مهمات و تجهيزات را كشف و ضبط كردند.
تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 ساعت: 21:37
* دوشنبه ۲۵ دي :
صبح امروز خبر مهمی را همه خبرنگاران مخابره کردند:
برزان تکریتی و عواد بندر به دار مجازات آویخته شدند.
آنچه که شنیدم وشنیدید واقعیت داشت. برزان و عواد که روزی نامشان لرزه به اندام مردم ستمدیده عراق می انداخت اعدام شدند.
من با جمعي از مردم عراق درباره اين اتفاق گفتگو كردم. يكي از شهروندان بغدادي مي گفت: " برزان و عواد زماني كه بر سر كار بودند ، از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب عراق فقط اعدام بود و اعدام."
بخوانيد آنچه را كه تعجب هر شنونده اي را برانگيخت و حتي "علي دباغ" سخنگوي دولت عراق نيز در نشست خبري خود پس از اعدام آنها، با شگفتي آن را بيان كرد:

"سر برزان تكريتي هنگامي كه به دار آويخته شد از تن جدا شد"
در تاريخ علاوه بر اين خبر شگفت انگيز ، اين گفته شاهد اعدام صدام نيز ثبت مي شود كه اظهار داشت:
"صداي شكستن گردن صدام، پس از به دار آويخته شدن شنيده شد"
مي توان چنين گفت كه آه برخاسته از نهاد مردم مظلوم عراق و خانواده كساني كه برزان و عواد آنها را به كام مرگ فرستادند، طناب براني شد و سر برزان را از تن جدا كرد و نفرين ايراني ها اعم از خانواده هاي شهدا، جانبازان، رزمندگان و آزادگان و قشرهاي مختلف مردم و از طرفي ملت عراق، گردن صدام ديكتاتور را شكست.
-------------
امروز براي صدور كارت خبرنگاري كه امريكايي ها آن را صادر مي كنند، به "منطقه سبز" رفتم.اين كارت براي رفتن به "قصر موتمرات" محل تشكيل مجلس و ديگر نهاد هاي مهم دولتي عراق لازم و ضروري است.
"منطقه سبز" هم به منطقه اي گفته مي شود كه مجلس ، نهادهاي مهم دولتي و سفارت امريكا و انگليس در آن واقع است و به شدت از آن حفاظت مي شود.

چگونگي رفتن به اين منطقه و صدور كارت، قابل توجه است:
به اتفاق "جلال خالدي" مترجم و كارمند محلي دفتر خبر بغداد، به منطقه سبز رفتيم. بايد موبايل را خاموش كنيم و باطري آن را درآوريم. كارت خبرنگاري ايراني و بين المللي را بايد با هم نشان دهيم. در بدو ورود، به دو نظامي گرجستاني مواجه مي شويم. كارتها را مي بينند.
پس از ايستادن در صف طولاني به نخستين ايست و بازرسي مي رسيم. وسايل فلزي را از لباس خارج مي كنيم و بازرسي الكترونيكي ، متفاوت با آنچه در ايران ديده مي شود انجام مي شود.
در ميان "گيت" ايستادم، دستم را به دوطرف و روي تصوير دو دست كه بر دو استوانه قرار دارد، گذاشتم. ميله فلزي قدي، از نيم دايره شيشه اي كه درست مقابل من قرار دارداز راست به چپ عبور مي كند و پس از چند ثانيه صدايي از باند صدا شنيده مي شود كه اجازه خارج شدن را مي دهد. پس از آن 7 ايست و بازرسي سنتي و نشان دادن كارتهااست كه در همه آنها افسران و سربازاني كه عموما از كشورهاي آسيايي هستند، تصوير كارت را با چهره صاحب كارت مطابقت ميدهند.
وارد دفتر صدور كارت شديم، اين دفتر در ضلع شمال غربي "قصر موتمرات" است، افسر زن امريكايي با روي خوش ، خوش آمد گفت و چند برگه در اختيار گذاشت. يكي از كارمندان عرب زبان اين دفتر با واسطه مترجم دفتر، مشخصاتم را نوشت و پس از آن برگه ها را امضاء كردم.
زمانيكه اطلاعات اين برگه دست نوشته وارد رايانه شد، روي صندلي نشستم و "وان،تو،تري" از من عكس گرفتند. پس از آماده شدن كارت كه دقايقي طول كشيد، سرباز جوان امريكايي كه مرا"گيومي" خطاب كرد واست كه همراه او بروم.
وارد اتاق كوچكي شديم كه در آن رايانه و دوربين عكاسي ديده مي شد. نشستم و از روبرو، سمت راست و سمت چپ صورتم عكس گرفته شد. سپس سرباز ياد شده، بر روي هر دو دستم مايعي زد و با روشن كردن كولر گازي از من خواست كه دست ها را پس از ماليدن به هم جلوي كولر بگيرم. بعد، اثر 10 انگشتم را ثبت كرد. انگشتانم را روي دستگاهي كه صفحه شيشه اي داشت گذاشتم و اثر انگشتانم را در حال ثبت رايانه اي ديدم.
كار تموم نشد. تك تك بند اول انگشتانم را روي اين صفحه شيشه اي چرخاند و اثر آن را ثبت كرد. پيش از ثبت اثر انگشت از چشم چپ و راستم نيز عكس گرفت و در رايانه ثبت كرد. پس از اتمام كار كه ساعتي طول كشيد به همراه جلال برگشتيم و قرار شد كه سه روز بعد براي دريافت كارت مجددا مراجعه كنيم. ما به دفتر برگشتيم.
تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 ساعت: 23:10
* یکشنبه ۲۴ دی :
چه راحت آدم مي كشند، چه راحت سر مي برند، بي خانمان مي كنند و زندگي انسان ها را از هم مي پاشند.
كدام مذهب، كدام آيين، مرام ، مسلك و فرهنگي چنين جنايتهايي را در قاموس خود تعريف مي كند؟ نه دينمداران اين دد منشي را تاييد مي كنند و نه بي دينان .
شما نگاه كنيد: در دو روز گذشته 4 تروريست كه خود را عضو گروه "الجهاد"و"التوحيد" معرفي كرده اند و معناي دقيق توحيد وجهاد را هم نمي فهمند، در شهرك " فرات" در غرب بغداد بازداشت شده اند. آنها در بازجويي اعتراف مي كنند كه سر 61 عراقي شيعه را بريده اند و به 15 زن تجاوز كرده اند.
از طرفي امروز جسد بي سر دو كارمند روزنامه دولتي "الصباح" در نزديكي بيمارستان "النعمان در منطقه الاعضميه كشف شد.
افراد ناشناس شب گذشته دو كارمند اين روزنامه را ربوده بودند.
يك منبع آگاه در روزنامه "الصباح"مي گويد : روزنامه نگار اين روزنامه نیز روز گذشته در غرب عراق بر اثر انفجار يك بمب جاسازي شده كشته شد.
امروز و ديروز خانواده بزرگ خبرنگاران در عراق 4 عضو خود را در راه روشنگري و اطلاع رساني آزاد تقديم كرد و در تاريخ خونبار عراق، شهامت ، رشادت و از خودگذشتگي خبرنگاران را در راه دفاع از حق مردم ستمديده اين سرزمين به ثبت رساند.
روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد.
ديگر خبر اينكه ، با انفجار يك بمب جاسازي شده در منطقه "باب الشرجي" مركز بغداد و اصابت 5 گلوله خمپاره به منطقه "الفضل" بغداد، دو عراقي كشته و 6 تن ديگر زخمي شدند.
من امروز نيز همچون روزهاي گذشته گزارش هاي مردمي و تحولات روز عراق را براي پخش در شبكه خبر، به تهران ارسال كردم.
*** اما ديگر تحولات امروز عراق:
* دستگیری 82 تروریست در مناطق مختلف شهر بغداد و مصادره مقادیر زیادی سلاح و مواد منفجره از آنها و کشته و زخمی شدن دست کم 27 عراقی در حملات مختلف از ديگر تحولات امنیتی امروز عراق بود.
وزارت دفاع عراق در بیانیه ای اعلام کرد: نیروهای امنیتی 32 تروریست را در منطقه ابوغریب بازداشت و هفت خودروی حاوی سلاح و 40 بشکه مملو از مواد شیمیایی را مصادره کرده اند.
در این بیانیه آمده است: نیروهای امنیتی همچنین 50 تروریست را که اکثر عضو شبکه القاعده هستند، بازداشت کرده و 1969 فروند موشک کاتیوشا را ضبط کردند.
وزارت دفاع عراق در ادامه این بیانیه اعلام کرد: نیروهای ارتش همچنین مناطق آموزشی را همراه با سالن و اتاق های شکنجه و اعدام در استان دیالی و شهر بعقوبه در شمال شرقی بغداد کشف کرده اند.
* یک منبع پلیس شهر موصل نیز خبر داد که در حملات مختلف در شهرهای شمال عراق 12 نفر کشته شده اند.
* اصابت گلوله خمپاره به یک خانه در محله المستنصریه در شمال شرقی بغداد نیز به کشته شدن یک نفر و زخمی شدن پنج نفر دیگر منجر شد.
* منابع عراقی از حمله افراد مسلح در منطقه السیدیه در جنوب بغداد و کشته و زخمی شدن چند نفر خبر دادند و سه نفر نیز در روستای تونس در غرب ناحیه المسیب در جنوب بغداد به ضرب گلوله افراد مسلح کشته شدند
و من امروز علاوه بر گزارش كردن اين اخبار براي بينندگان شبكه خبر، همچون روزهاي گذشته گزارش هاي مردمي و تحولات روز عراق را براي پخش در اين شبكه به تهران ارسال كردم.
شب بخیر...
تاريخ : شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت: 23:45
* شنبه ۲۳ دي :
در عراق از گل ، محبت ، دوستي و اميد كمتر سخن به ميان می آید و آنچه كه ديده و شنيده مي شود، تير است و تفنگ، درد است و دار ، خون است و خونريزي و جرم و جنايت.
خبرنگاران، رسانه داغ اند و درد و براي كسي كه به معناي دقيق خبرنگار باشد ، سكوت و عافيت طلبي معنا ندارد.
مي شود به جاي رساندن صداي كودك يتيم عراقي ، به تصوير كشيدن اشگ چشم مادر داغديده و انعكاس فرياد مظلوم ، تريبون زورمدارن بود، كنج عافيت طلبيد و فقط براي زنده بودن و نه زندگي كردن، كرنش كرد.
بسيارند كساني كه در لباس خبرنگاري اند ولي خبرنگار نيستند.
دوست دارم خبرنگار مردم باشم نه تريبون سلطه گران و كساني كه آسايش و آرامش مردم را سلب مي كنند.
چه چندش آورند كساني كه تفريحشان خون ريختن، خوش گذرانيشان سر بريدن و آرامششان نا آرامي ديگران است.
و چه ننگ آورند كساني كه با خنده زورمداران، مي خندند و با خشم آنان خشمگين مي شوند. مزدوراني كه قطعه قطعه شدن مردم را در عراق مي بينند و دم بر نمي آورند.
آزاده زيستن را و نه آسوده زيستن و جان سپردن را و نه سر سپردن بر مي گزينم.
يكي ديگر از اعضاي خانواده ما در حين انجام وظيفه شهيد شد تا با خون سرخ خود رسالتش را جاويدان كند.
"خضر عبيدي" خبرنگار عراقي در منطقه سومر، در جنوب شرق شهر موصل، هدف حمله مسلحانه قرار گرفت و شهيد شد.
مهاجمان پس از ارتكاب اين جنايت موفق به فرار شدند.
از زمان اشغال عراق تا كنون ۲۰۰ تن از خبرنگاران و دست اندركاران خبر، در عراق به شهادت رسيده اند.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
تا فردا...
تاريخ : شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت: 0:5
* جمعه ۲۲ دی :
از کربلا برگشتیم. زود بود، خيلي زود ، كاش به اين سرعت نمي گذشت. تنها موضوعي كه آرامم مي كند امكان زيارت دوباره حسين و ابالفضل عليهم السلام در ماه محرم است.
امروز بغداد آرام بود و اتفاق خاصي نيفتاد. خدارا شكر. حتي اگر يك انسان خم بر ابرويش نيايد شادي آفرين و لذت بخش است. فكرش را بكنيد، امروز در مقايسه با بسياري از روز هاي قبل بغدادي ها كمتر زانوي غم بغل كردند و از كمتر خانه اي دود آه و ناله به هوا خاست. پس خدا را هزاران مرتبه شكر.
حدود ساعت ۲۲ خبر تقريبا موثقي از آزادي ديپلماتها شنيدم كه تا لحظه نگارش اين سطور منتظر تاييد آن از يك منبع رسمي هستم ولي ظاهرا بايد منتظر صبح فردا باشم. ارتش امريكا امروز با صدور يك بيانيه از آزادي يكي از آنها خبر داده بود كه آن هم تاييد منابع عراقي را به همراه نداشت.
اميد آنكه فردا هم خبر آزادي هموطنانم را بشنوم و بگوش خانواده منتظرشان و مردم ايران برسانم و هم فرداي عراق نيز براي مردم اين كشور آرام تر از امروز باشد.
تا فردا ...
تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 ساعت: 16:30
* پنجشنبه ۲۱ دي :
كربلايي شدن آرزوي هر مسلمان است. كربلا رفتن هم همينطور. اين آرزوي من، براي نخستين بار، امروز به لطف امام حسين(ع) و ابالفضل العباس (ع) بر آورده شد و در حاليكه مات و مبهوت بودم، به خاك پاك كربلا پا گذاشتم.
باور كردني نبود. لايق اين دعوت نبودم اما ميزبان كريم بود و از كرامتش بر مي آمد كه مرا هم بپذيرد.
ما قرار بود از نخستين نمايشگاه صنايع ايران در كربلا گزارش بگيريم. اين كار انجام شد و پس از اين بهانه ديدار يار محقق شد.
زيارت قبر شش گوشه ابا عبدالله كه سالها بود در انتظارش بودم. وارد بارگاه ملكوتي آقا شدم. سرگشته و حيران به هر گوشه نظر مي كردم.
وارد كه مي شويم و پيش از زيارت آقا، ضريح مطهر شهداي كربلا جلب نظر مي كند. به نيت همه زيارت كردم.
هركه دارد هوس كرب و بلا بسم الله . من بودم و حرم مولا و جمعيتي كه دور تا دور حرم با مرادشان نجوا مي كردند.
پدر و مادر ، خانواده ، اموات ، بد وارث و بي وارث ، ملتمسان دعا ، شهداي رسانه و همكاران خودم ، به ياد همه بودم.
به زيارت حبيب ابن مظاهر هم رفتم. پس از نماز زيارت، بين الحرمين حلقه وصلم از حرم تا حرم و از حسين به عباس بود.
سقاي تشنه كامان و حرم با صفاي مولا . حرف دل بود و صفاي دل. ياس بود و احساس بود و عباس. زيارتي دلنواز و جانفزا و من نايب الزياره بودم.
شب هم در بين الحرمين در جمع زائران زيارت عاشورا و دعاي كميل را زمزمه كرديم و گزارش هايي هم براي ماه محرم تهيه كردم.
و چه زود گذشت روزي كه رويايي بود ، روز عشق و دلدادگي ، با حسين و عباس بودن و حرف دل زدن.
اما خبر مهم امروز اينكه حدود ساعت ۴ به وقت محلي پس از چند ساعت پرواز بالگرد هاي امريكايي بر فراز اربيل، نظاميان امريكايي به كنسولگري ايران در اين شهر حمله كردند و كارمندان آن را بازداشت كردند...
تاريخ : چهارشنبه بیستم دی 1385 ساعت: 21:48
* چهارشنبه ۲۰ دي :
فکر می کردم میشود روزی را در عراق و بغداد در مقایسه با روزهای گذشته، آرام تصور و به خاطر مردم اين كشور بحران زده، لبخندي از رضايت بر چهره نمايان كرد، اما اين خيال خوش دوام ندارد.
اين خبردردناك را علي رغم ميل باطني مخابره كردم:
حدود ساعت ۱۸:۳۰ دقيقه امروز، افراد مسلح ناشناس، اتوبوس حجاج عراقي را در استان بابل، به رگبار بستند و دوازده تن از آنها را كشته و ۱۸ تن ديگر را زخمي كردند.
جنايت به همين حد بسنده نشده و تروريست ها بر روي شماري از اجساد بنزين ريختند و آتش زدند. در جمع كشته شدگان يكي از نمايندگان آيت الله سيستاني به چشم مي خورد.
استاندار كربلا از احتمال افزايش آمار كشته شدگان خبر داده است.
اما ديگر اتفاقات امروز عراق:
* "موفق الربيعي" مشاور امنيت ملي عراق پس از ديدار با آيت الله سيستاني در شهر نجف اشرف گفت كه آيتالله سيستاني در ديدار با وي بر ضرورت اجراي قانون براي همه و ضرورت انحصار سلاح در دست دولت تاكيد كرد.
نجف اشرف در ۱۶۰كيلومتري جنوب شهر بغداد قرار دارد.
* حدود ۵هزار نفر از اهالي شهر "حله" (واقع در ۱۰۰كيلومتري جنوب شهر بغداد) مواضع كشورهاي عربي مخالف اعدام صدام را محكوم كرده و خواستار قطع روابط ديپلماتيك با عربستان، اردن، الجزاير و ليبي شدند.
* "احمد الموسوي" سخنگوي وزارت حمل و نقل عراق علت سقوط يك فروند هواپيما كه روز گذشته به وقوع پيوست را مشكلات فني و كمي تجربه در زمينه پرواز اعلام كرد.
بر اثر سقوط يك فروند هواپيما در نزديكي شهر "بلد" در شمال بغداد ۳۴تن كشته شدند.
اين هواپيما كه از نوع "آنتونوف "۲۶حامل ۳۰كارگر و ۵خدمه بود ساعت ۶صبح روز گذشته ( ۷:۳۰به وقت تهران) از جنوب تركيه به مقصد بغداد به پرواز درآمده بود.
* بر اثر انفجار يك دستگاه خودروي بمبگذاري شده در يك پمپ بنزين در شهر "محموديه" واقع در ۳۰كيلومتري جنوب شهر بغداد يك تن كشته و سه تن مجروح شدند.
* ۹جسد ناشناس در شهر بغداد و جنوب آن و سه تن ديگر در "حي العامل" واقع در جنوب غرب پايتخت كشف شد.
* يك تن از نيروهاي پليس و يك عضو سابق حزب منحله بعث در "العماره" (واقع در ۳۶۵كيلومتري جنوب شهر بغداد) توسط افراد مسلح ناشناس به قتل رسيدند.
* دو گلوله خمپاره بامداد امروز به شهرك صدر در شمال شرق بغداد اصابت كرد كه باعث كشته شدن چهار تن از اعضاي يك خانواده شد.
* يك دستگاه خودروي بمبگذاري شده كه فردي انتحاري آن را هدايت ميكرد در شهر "تلعفر" از توابع استان نينوا در شمال بغداد منفجر شد كه به زخمي شدن يكي از نيروهاي پليس انجاميد.
* ارتش آمريكا از كشتهشدن سه تن از سربازانش در نقاط مختلف عراق خبر داد.
بر اساس اين گزارش، يكي از اين افراد در استان "ديالي" واقع در شرق عراق و دو تن ديگر بر اثر آتش متخاصم در استان "الانبار" واقع در غرب عراق كشته شدند.
بدين ترتيب شمار نظاميان آمريكايي كه از زمان آغاز حمله آمريكا به عراق در فروردين ۱۳۸۲تاكنون جان خود را در اين كشور از دست دادهاند به سه هزار و ۵نفر رسيد.
* "جنان جابرو" از كاركنان ارشد "يونيسف" وابسته به سازمان ملل در شهر بغداد به قتل رسيد.
وي از مهندسان برجسته و يكي از كاركنان مهم يونيسف در عراق بود كه در زمينه بازسازي مدارس عراق از سال ۱۹۹۹تاكنون فعاليت ميكرد.
* بعد از يك روز سخت و پرتنش در مناطق مركزي بغداد، آرامش نسبي از بامداد امروز در اين منطقه برقرار شده است.
خيابان "حيفا" و "علاوي" و مناطق حومه آن در بخش غربي رودخانه دجله، روز گذشته شاهد يكي از شديدترين درگيريهاي نظامي بين نيروهاي عراقي با گروههاي مسلح بود.
* شاه اردن روز سهشنبه با عبور حجاج عراقي از اردن و رفتن به كشورشان موافقت كرد.
"عبدالله دوم" همچنين دستور داد تا تسهيلات و خدمات لازم نيز به حجاج عبوري عراق ارايه شود.
* افراد مسلح ناشناس چهار تن را در بعقوبه واقع در ۶۰كيلومتري شمال شرق بغداد به قتل رساندند.
* در جريان تيراندازي افراد مسلح ناشناس در شهر "فلوجه" واقع در ۵۰ كيلومتري غرب شهر بغداد يك تن كشته شد.
* "موفق الربيعي" مشاور امنيت ملي عراق پس از ديدار با آيت الله سيستاني در شهر نجف اشرف گفت كه آيتالله سيستاني در ديدار با وي بر ضرورت اجراي قانون براي همه و ضرورت انحصار سلاح در دست دولت تاكيد كرد.
نجف اشرف در ۱۶۰كيلومتري جنوب شهر بغداد قرار دارد.
* حدود ۵هزار نفر از اهالي شهر "حله" (واقع در ۱۰۰كيلومتري جنوب شهر بغداد) مواضع كشورهاي عربي مخالف اعدام صدام را محكوم كرده و خواستار قطع روابط ديپلماتيك با عربستان، اردن، الجزاير و ليبي شدند.
* "احمد الموسوي" سخنگوي وزارت حمل و نقل عراق علت سقوط يك فروند هواپيما كه روز گذشته به وقوع پيوست را مشكلات فني و كمي تجربه در زمينه پرواز اعلام كرد.
بر اثر سقوط يك فروند هواپيما در نزديكي شهر "بلد" در شمال بغداد ۳۴تن كشته شدند.
اين هواپيما كه از نوع "آنتونوف "۲۶حامل ۳۰كارگر و ۵خدمه بود ساعت ۶صبح روز گذشته ( ۷:۳۰به وقت تهران) از جنوب تركيه به مقصد بغداد به پرواز درآمده بود.
* بر اثر انفجار يك دستگاه خودروي بمبگذاري شده در يك پمپ بنزين در شهر "محموديه" واقع در ۳۰كيلومتري جنوب شهر بغداد يك تن كشته و سه تن مجروح شدند.
* ۹جسد ناشناس در شهر بغداد و جنوب آن و سه تن ديگر در "حي العامل" واقع در جنوب غرب پايتخت كشف شد.
* يك تن از نيروهاي پليس و يك عضو سابق حزب منحله بعث در "العماره" (واقع در ۳۶۵كيلومتري جنوب شهر بغداد) توسط افراد مسلح ناشناس به قتل رسيدند.
* دو گلوله خمپاره بامداد امروز به شهرك صدر در شمال شرق بغداد اصابت كرد كه باعث كشته شدن چهار تن از اعضاي يك خانواده شد.
* يك دستگاه خودروي بمبگذاري شده كه فردي انتحاري آن را هدايت ميكرد در شهر "تلعفر" از توابع استان نينوا در شمال بغداد منفجر شد كه به زخمي شدن يكي از نيروهاي پليس انجاميد.
* ارتش آمريكا از كشتهشدن سه تن از سربازانش در نقاط مختلف عراق خبر داد.
بر اساس اين گزارش، يكي از اين افراد در استان "ديالي" واقع در شرق عراق و دو تن ديگر بر اثر آتش متخاصم در استان "الانبار" واقع در غرب عراق كشته شدند.
بدين ترتيب شمار نظاميان آمريكايي كه از زمان آغاز حمله آمريكا به عراق در فروردين ۱۳۸۲تاكنون جان خود را در اين كشور از دست دادهاند به سه هزار و ۵نفر رسيد.
* "جنان جابرو" از كاركنان ارشد "يونيسف" وابسته به سازمان ملل در شهر بغداد به قتل رسيد.
وي از مهندسان برجسته و يكي از كاركنان مهم يونيسف در عراق بود كه در زمينه بازسازي مدارس عراق از سال ۱۹۹۹تاكنون فعاليت ميكرد.
* بعد از يك روز سخت و پرتنش در مناطق مركزي بغداد، آرامش نسبي از بامداد امروز در اين منطقه برقرار شده است.
خيابان "حيفا" و "علاوي" و مناطق حومه آن در بخش غربي رودخانه دجله، روز گذشته شاهد يكي از شديدترين درگيريهاي نظامي بين نيروهاي عراقي با گروههاي مسلح بود.
* شاه اردن روز سهشنبه با عبور حجاج عراقي از اردن و رفتن به كشورشان موافقت كرد.
"عبدالله دوم" همچنين دستور داد تا تسهيلات و خدمات لازم نيز به حجاج عبوري عراق ارايه شود.
* افراد مسلح ناشناس چهار تن را در بعقوبه واقع در ۶۰كيلومتري شمال شرق بغداد به قتل رساندند.
* در جريان تيراندازي افراد مسلح ناشناس در شهر "فلوجه" واقع در ۵۰ كيلومتري غرب شهر بغداد يك تن كشته شد.
اي داد از بيداد...
تاريخ : چهارشنبه بیستم دی 1385 ساعت: 14:18
* چهارشنبه ۲۰ دي :
روزنامه الشرق الاوسط چاپ بغداد درباره تاريخچه ايجاد خيابان حيفا كه در چند روز گذشته شاهد درگيريهاي شديد بود مقاله اي به چاپ رسانده است .
به نوشته الشرق الاوسط خيابان "حيفا" درمركزبخش غربي بغداد معروف به "كرخ " قراردارد و در دهه 1980، توسط رژيم صدام احداث شده است .
محل اصلي خيابان حيفا منطقه "شواكه" است و تاريخ اين منطقه به دوران عباسيان بازمي گردد كه تا سالهاي متمادي محل سكونت وزراء، نخست وزيران وخانواده هاي بزرگ عراق بوده است ودرسالهاي دورمقراصلي سفارت انگليس نيز دراين منطقه بود.
منطقه شواكه دركرانه رود دجله درمركزبغداد قراردارد وساختمان هاي آن نشانه اي ازساخت وسازسنتي اهل بغدادبوده است .
منطقه شواكه به عنوان يك ازمراكز اثارباستاني وسنتي بغداد به شمار مي رفته است واهالي آن هيچ فرقي ميان ساكنان آن چه يهودي /مسيحي / مسلمان شيعه وسني قائل نبودند.
روزنامه الشرق الاوسط درادامه اين مقاله مي نويسد: رژيم سابق عراق به جاي آنكه اقدام به حمايت ازاين فرهنگ باستاني زيبا و بازسازي آن كند، ساختمان هاي سنتي آن رابا خاك يكسان وساختمانهاي بلندي راجايگزين آن كرد ونام خيابان اصلي آن را كه پنج كيلومترطول دارد، حيفا نام يكي ازشهرهاي شناخته شده فلسطين نهاد.
به نوشته الشرق الاوسط هدف رژيم سابق عراق ازاين تغييرات درمنطقه شواكه، ازبين بردن وحدت واتحاد مردم اين منطقه بود.
الشرق الاوسط مي افزايد:با ساخت ساختمان هاي جديد درخيابان حيفا به جاي آنكه اين آپارتمانها به مردم واهالي اصلي منطقه شواكه واگذارشود، رژيم سابق عراق آنها را مجاني به مسئوولان رده بالاي حزب بعث وهمچنين فلسطينيها وسوري هاي بعثي واگذاركرد.
گفتني است با سقوط رژيم صدام اگرچه شماري ازمسئولان ارشد بعث ازاين خيابان فراري شدند اماهم چنان غالب افراد ساكن درآن بعثي هاي سابق و فلسطيني ها و سوري هاي مهاجرند.
ساكنان خيابان حيفاي بغداد، بارها ناامني هاي گسترده اي را درمركزبغداد ايجاد كرده اند و دراوايل اين هفته نيزنزديك به سي تن ازشيعيان را درآن به قتل رساندند ونيمي ازآنها را به دار آويختند. درپي اين اقدام نيروهاي امنيتي عراق به اين خيابان حمله كردند وشماري ازافراد مسلح را بازداشت و شماري ديگر را به قتل رساندند.
تاريخ : سه شنبه نوزدهم دی 1385 ساعت: 21:45
* سه شنبه ۱۹ دي :
پس از نماز صبح در حرم شريف امام متقين علي (ع) و صرف صبحانه به طرف كوفه حركت كرديم. تدابير امنيتي بگونه اي بود كه خروج از نجف يك ساعت طول كشيد.
همكاران مي گويند سال گذشته در چنين روزي يك نفر تروريست به جمع مشتاقان مولا علي (ع) در مقابل درب ورودي صحن حرم آمده و با عمليات انتحاري تعداد زيادي از زائران و پليس را به شهادت رسانده است.
به كوفه رسيديم. حرم شريف هاني بن عروه، مسلم بن عقيل و مختار را زيارت كردم و در مسجد كوفه ضمن زيارت محراب شهادت شهيد عدالت، در جوار آن نماز خواندم .فرصت زيارت منزل مولا و تربت ميثم تمار نبود و حركت كرديم.
ايست و بازرسي در مسير رفت و برگشت، به حدي زياد است كه به قول معروف مي توان " قدم به قدم" ايست و بازرسي است. كارت مدير دفتر كنترل و اجازه عبور داده مي شود.
به بغداد كه نزديك مي شويم بالگردهاي آپاچي امريكايي ها ديده مي شوند. خودروهاي زرهي و تانك ها هم در گوشه و كنار شهر به چشم مي خورند. زمانيكه امركايي ها مي خواهند با خودروهاي نظامي از مسيري عبور كنند، خودروها در فاصله دور، توقف مي كنند تا آنها عبور كنند.
به منطقه "المنصور" نزديك مي شويم، صداي تير اندازي از نزديك به گوش مي رسد. دختر خردسالي كه با نگراني از يك طرف خيابان به طرف ديكگر فرار مي كند جلب توجه مي كند. او رنگش را باخته است.
به دفتر مي رسيم. در فاصله ۵۰ متري دفتر نيز نيروي نظامي ايستاده و راه هميشگي تردد ما به قسمتي از شهر كه تا ديروز باز بود، بسته مي شود.
همكارم مي گويد درگيري ها از ساعت ۵ صبح آغاز شده است. مركز درگيري ها دوباره خيابان حيفا است. اين خيابان در زمان رژيم صدام ، محل سكونت بعثي ها بوده و الان مركز تروريست ها است.
دوباره آمار داده مي شود ۵۰ كشته در خيابان حيفا. در اين منطقه مجددا جمعي از شيعيان به شهادت رسيده اند. خوشبختانه ۲۱ تروريست دستگير شده اند.
صداي بالگردها و هواپيماي اف ۱۶ ، پياپي به گوش مي رسد و در حياط دفتر به خوبي و در ارتفاع پايين ديده مي شوند.
خبر ديگري هم رسيد: يك هواپيماي خطوط هوايي تركيه در نزديكي شهر بغداد سقوط كرد و ۳۰ سرنشين آن كه كارگرند كشته شدند.
در لحظه نگارش خاطرات امروز چندين شليك گلوله سبك و سنگين به گوش مي رسد و گلوله هاي سنگين آن كه از بالاي دفتر عبور مي كنند ساختمان دفتر را مي لرزانند.
ابوعلي آشپز دفتر، با لبخندي از كنار اين صداها مي گذرد و با زبان عربي قدرت و شدت آن را توصيف مي كند.
درگيري ها در بغداد و گلوله باران همچنان ادامه دارد....
تا فردا....
تاريخ : دوشنبه هجدهم دی 1385 ساعت: 23:21
* دوشنبه ۱۸ دي : عيد سعيد غدير
عید خجسته غدیر را به همه دوستداران حقيقي مولا علي (ع) و عدالت خواهان جهان، شادباش عرض مي كنم.
در اين روز خجسته، سعادت يار شد تا در جوار بارگاه ملكوتي سرور عدالت خواهان جهان باشم. از صبح، حرم شريف علوي و خيابان هاي اطراف آن، مملو از جمعيتي بود كه براي تجديد بيعت با امام اول شيعيان و تبريك ولايت مولا به محضر ايشان، به نجف آمده بودند.
همه شاد بودند. برخي شيريني مي داند. برخي شاخه هاي گل به ضريح مطهر حضرت علي (ع)، نثار مي كردند. برخي ديگر دوست داران مولا را در آغوش مي گرفتند و شادباش مي گفتند. عراقي ها هم به رسم كهن خود به صورت دايره اي پايكوبي و هلهله مي كردند. آنها يك صدا اين جمله را مي گفتند:
" بايعناك يا كرارجينه انجدد البيعه "
معناي ضمني اين جمله عميق اين است:
آمدیم تا با تو بیعت مجدد کنیم اي حيدر كرار، با تو مجددا بيعت می کنیم
ساعت ۱۳ در ارتباط زنده تصويري، اين شادماني را در حد توانم انعكاس دادم. تلاشم براي ارتباط بيشتر تصويري و گزارش از نجف ناكام ماند. ما از شبكه تلويزيوني "الفرات" سرويس مي گرفتيم. آنها هم برنامه داشتند و امكان ارتباط هاي بيشتر نبود.
شب پس از نماز و زيارت، در جمع دوستان همكار خاطرات را بازگو كرديم. ساعت ۲۲ دوباره به حرم امام آمديم و خلوتي بود و انس و الفتي ...
تاريخ : یکشنبه هفدهم دی 1385 ساعت: 23:30
* يكشنبه ۱۷ دي :
امشب شب عید بزرگ مسلمانان، عيد سعيد غدير است. قرار است كه به اتفاق همكارانم براي پوشش اخبار اين روز خجسته به نجف برويم.
به دليل تعطيلات عراق نتوانسته بودم، اقامتم را در اداره اقامت بغداد ثبت كنم. از صبح تا ظهر به همراه همكارم محمد جليل صالحي فر و ابو جاسم همكار محلي دفتر پيگير اين موضوع بوديم. ابتدا در اداره بهداشت خون داديم و سپس با كارت تاييد اين اداره، به اداره اقامت رفتيم و پس از چند ساعت اجازه اقامت براي دوماه بر گذرنامه ام ثبت شد و ما برگشتيم.
پس از صرف ناهار عازم نجف شديم.شوق زيارت حرم شريف مولاي متقيان علي (ع)، آن هم براي نخستين بار، مرا ذوق زده كرده بود. پس از طي مسير به حدود ۵۰ كيلومتري كوفه و نجف مي رسيم. زنان، مردان، كودكان و نوجوانان زيادي اين مسير را تا حرم مولا علي (ع) با پاي پياده مي روند.
پليس و اهالي روستاهاي مسير از آنان با شيريني ، چاي و شكلات پذيرايي مي كنند. صحنه هاي زيبا و خيره كننده اي است. چراكه مردمي كه در كشورشان و هر شهر و ديارشان نا امني موج مي زند، به عشق مولايشان اينگونه به سوي حرمش مي شتابند. با آنها مصاحبه و گزارش براي شبكه خبر تهيه كردم.
از دور كوفه هويدا مي شود و براي من تاريخ به عقب بر مي گردد. كوفه و مردم آن كه عدالت علي را برنتافتند و آن يگانه انسان دوستي و مهر و محبت را به جرم عدالتخواهي در محراب نماز شهيد كردند.
همكاران در مسير نشان مي دهند: اينجا مسجد كوفه است و من سلام مي دهم. اينجا بارگاه مسلم بن عقيل و هاني بن عروه است و من سلام مي دهم. اينجا تربت ميثم تمار است و من سلام مي دهم.
به نجف رسيديم. لحظه شماري براي زيارت حرم مولاي متقيان و عدالت خواهان، علي عالي اعلا(ع).
به اين نكته دقيق شده ام كه به چه دليل اين سعادت نصيبم شده كه در شب عيد غدير، در كنار حرم امام اول شيعيان باشم. باورم نمي شود، احساس مي كنم خواب مي بينم.
مسلماناني كه خود را به نجف رسانده اند در صحن و سراي علي (ع) به شادماني و پايكوبي مشغولند. امشب جشن ولايت مولايمان عليست.
به داخل بارگاه رفتم و ضريح مطهر مولا را زيارت كردم و بوسيدم. براي همه دعا كردم و به ياد همه بودم.
امشب يكي از بي نظير ترين روزهاي كاري ام بود. من از كنار حرم امام عدالت (ع) بطور زنده و مستقيم براي شبكه خبر از "عيد غدير در بارگاه ملكوتي مولاي متقيان" گزارش كردم.
امشب شب قشنگ و كم نظيري براي من بود و خاطره آن را هيچ گاه فراموش نخواهم كرد.
تاريخ : شنبه شانزدهم دی 1385 ساعت: 23:58
* شنبه ۱۶ دي :
صبح امروز سعادتی بی نظیر نصیبم شد و من برای نخستین بار زائر آستان امام موسی کاظم (ع) و امام جواد(ع) بودم.
به همراه همكارم آقاي عليرضايي كه قصد تهيه گزارش داشت به سطح شهر بغداد رفتيم. قرار شد كه به كاظمين برويم.
من در پوست خودم نمي گنجيدم. به بارگاه ملكوتي امام موسي كاظم (ع) و امام جواد(ع) راه يافتم. لحظات معنوي و دوست داشتني بود. فارغ از جنگ و درد و زخم، زيارت دوست بود و خلوت انس.
به خودم اجازه دادم سلام امام رضا (ع) را به پدر بزرگوار و فرزند نازنينش برسانم. براي همه دعا كردم. خانواده، دوستان ، آشنايان ، اموات ، شهدا، بخصوص همكاران شهيدم در هواپيماي c130 و ملتمسان دعا.
به دفتر برگشتيم. هنوز در سرمستي زيارت امروز بودم كه خبري دردناك مرا دگرگون كرد.
" باز مرك يك خبرنگار"
جنازه "احمد هادي ناجي"، خبرنگار و تصويربردار آسوشيتدپرس پيدا شد. او شش روز پيش مفقود شده بود. احمد متاهل بود و دو فرزند داشت.
با شنيدن اين خبر ياد مرگ "كاوه گلستان" تصويربردار ايراني، در منطقه "كفري" در جنوب استان سليمانيه عراق مي افتم و گزارشي كه در اين خصوص بطور زنده براي شبكه خبر دادم، مي افتم. گفتم:
" اگرچه مرگ هر انساني، هر انسان آزاده و مسلماني را آزار مي ده، اما مرگ يك همكار بسيار دردناكه"
و واقعا مرگ خبرنگاران، انسانهايي كه در جنگ و بحران، نه براي جنگيدن بلكه براي آگاهي و اطلاع رساني به مردم حاضر مي شوند بسيار دردناك است.
خبرنگاران و اصحاب رسانه خانواده بزرگي هستند به وسعت كره زمين كه به نظر من همه در كوچكترين حادثه اي كه براي يكي از آنها رقم بخورد اينگونه مي انديشند:
چو عضوي بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
آخرين روز تعطيل عراقي ها به اين خبر خلاصه نمي شد. جنايت بزرگ ديگري هم رقم خورده بود:
تندروهاي سني، در منطقه حيفا در مركز بغداد، 15 شيعه را بدار آويخته بودند. در ميان آنها زن و كودك نيز ديده مي شدند. وقتي پليس كوشيد كه جنازه ها را پايين بياورد، افراد مسلح به آنها تيراندازي كردند كه منجر به درگيري بين آنها شد.
امروز در بغداد جنازه 72 شيعه كه در همين روز به شهادت رسيدند يافت شد.
به كه بايد گفت و تا به كي بايد ديد كه برخي مسلمانان ساده دل، از سني و شيعه، به آساني فريب استعمار، استبداد و كساني را مي خورند كه از تفرقه و اختلاف مسلمانان سود مي برند.
براي امروز كافيه...
تا فردا...
تاريخ : جمعه پانزدهم دی 1385 ساعت: 17:11
* جمعه ۱۵ دي :
بغداد، نخستين آدينه پس از بدار آويخته شدن صدام، را همانند روزهاي گذشته، ناآرام و با درگيريهايي گذراند. صداي گلوله، هواپيما و بالگرد آرامش يك آدينه ديگر را در اين شهر دريده بود، اگرچه اين ناآرامي ها در خور برابري با خشونتهاي پيش از مرگ صدام نبود.
به اين مي انديشم كه چگونه اين مردم، سختيها، جنگها و نا آرامي ها را بجان خريده و برتافته اند.آزار و دشواري كه نامردمان بر آنان بار كردند.
*** و نيم نگاهي به سرانجام روساي جمهور عراق:
خواندني است، بجز "عبدالرحمن عارف" كه همچنان و پس از گذران رياست جمهوري ، تن آسايي مي كند و در بغداد زندگي خود را مي گذراند، ديگر روساي جمهور كشته شده اند و هيچيك زندگي را به "مرگ خدا" پايان نبرده اند.

* "سپهبد عبدالكريم قاسم"، بنيانگذار جمهوري در عراق كه در سال 1958 با كودتا ، پادشاهي را در اين كشور پايان داد و نخستين رييس جمهور عراق شد، پس از 5 سال (در سال 1963) با كودتاي بعثي ها و قوميت گراها، در ساختمان راديو و تلويزيون عراق تيرباران و پيكرش به دجله انداخته شد.
* " عبدالسلام عارف" هم كه با اين كودتا جانشين قاسم شد، در يك سانحه هوايي و در بازگشت از نشست كشورهاي عربي در آفريقا، كشته شد. درهواپيمايي كه عارف رابا خود داشت بمب گذاشته بودند.

* " ژنرال احمد حسن البكر" كه پيش از صدام و براي 11 سال رييس جمهور بود نيز، با سمي كشته شد كه جانشينش، صدام ، به وي خوراند.
* "صدام حسين مجيد" هم 27 سال نه رييس جمهوري، كه فرمانروايي كرد و بسياري از بزرگان، فرهيختگان، دشمنان و نزديكان خود را به دار آويخت، تيرباران كرد و از دنيا برد.
شايد براي او نيز در، گاه پايان زندگي، جايي كه بسياري از كساني كه آگاهانه ميتوانستند و مي گفتند"نه" و به همين گناه و به دستورش، به دار آويخته شدند، يادآوري شد.
از روبروي چهره رنگباخته اش، خنده هاي چندش آورش از مستي پيروزي كه سراسر كاخش را، كه از خون دل كوخ نشينان ساخته شده بود، فرا مي گرفت، گذر كرد.
او با ريسماني به دار گناهانش آويخته شد كه پيشتر، گردن بسياري از انسانهاي بيگناه را بوسه زده بود. مي گويند صداي شكستن گردنش در آن خاموشي گاه رفتنش، به هواخاست.
آري اين نوا، پاسخ زاري كودكان بي پدر، مادران بي فرزند و زنان بي شوهر است و مي توان بلنداي شنيدنش را در گوش آزادگان جهان و بي نواختي اش در گوش هاي كر و ديدگان كور زمامداران بدور از مردم به خوبي نيوش كرد.
تاريخ گواه اين است كه در اين سرزمين سه ديكتاتور، اندكي سرخوش از بيداد بوده اند.
"نمرود" كه با خدا سر جنگ داشت و به خدا تير مي انداخت و به خواست آفريدگار يكتا، با آفريده كوچكش، پشه ، سوخت و ساخت تا اينكه به كام مرگ رفت.
" حجاج بن يوسف ثقفي" كه از سر شيعيان مناره ساخت و بگونه اي ديگر به جنگ كردگار جهانيان رفت و انچنان كه ميدانيد و ميدانيم مرگي دهشتناك داشت.
و آخرين ديكتاتور اين سرزمين تااين گاه، "صدام حسين مجيد" که سر انجامش اینگونه شد.
می گویند او بر نمای داخل گنبد بزرگترین کاخش در بغداد به نام " فاو" به تعداد ۹۹ اسم خداوند، براي خود نام برگزيده و نوشته بود و در پايان به جاي "الله"، " صدام" نهاده بود.
راستي، آيا اين رويدادهاي گوشزدانه، براي بسياري كه در هر جاي و هر گاه به گونه اي ديكتاتورند، در كار، در زندگي ، در سردمداري و... درسي براي به خود آمدن خواهدبود؟
نميخواهم بگويم "آنچه يافت مي نشود آنم آرزوست". به "رهبران آزادمرد و مردم دوست دنيا و دوستان راستين مردم" از نخستين ، تا واپسين كه آيندگان آنها را مي بينند، درود مي فرستيم و براي آرماني شدن زندگي مردم در سراسر دنيا به آينده چشم مي دوزيم، باشد كه آنگونه شود كه بايد و مردم آنگونه زيند كه شايد.
با آرزوي آن روز و با اين چشم داشت كه همانگونه كه " نوري المالكي" نخست وزير عراق گفت: "ديگر عراق ديكتاتوري بخود نخواهد ديد"، ديگر هيچ جاي دنيا ديكتاتور و ستمگري به خود نبيند.
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم دی 1385 ساعت: 23:6
* پنجشنبه ۱۴ دي :
امروز پس از نماز صبح و پيش از شروع كار روزانه، مطالعه كتاب " مديريت نگرش" را، اثر " جان ماكسول" با ترجمه فضل الله اميني،آغاز كردم. بر روي جلد اين كتاب پر محتوا كه يكي از نزديك ترين و بهترين دوستانم در بدرقه ام به عراق هديه كرد، جمله اي از فيلسوف " ويليام جيمز" به چشم مي خورد.
جيمز مي گويد:" انسانها مي توانند با اصلاح نگرش هاي ذهني خود زندگاني خويش را اصلاح كنند."
-----------
با شروع كار، به همراه همكار محلي دفتر بغداد آقاي ابوطالب، مونتاژ گزارش "كودكان عراقي و جنگ" را آغاز كردم. كار به نيمه رسيده بود كه به علت مشكل فني اينترنت، گزارش نيمه تمام ماند و چون تا ساعتي پس از پايان ساعت كار همكارم اين مشكل برطرف نشد ادامه كار به فر دا موكول شد.
فردا ميلاد با سعادت امام هادي(ع) است. از روزي كه به بغداد آمدم مايل بودم كه براي تهيه گزارش ولادت امام دهم شيعيان به سامراء مدفن آن امام همام بروم ولي دوستان همكار در دفتر بغداد مي گويند اين ميل شما بخاطر شرايط ضد امنيتي آنجا براي انسانها، بخصوص شيعيان و ايرانيان عملي نيست و من هم بناچار از كارم باز مي مانم.
بسيار مايلم با وجود همه تهديدات و خطرات احتمالي، با اعتقاد و ايمان راسخ به اينكه " عمر دست خداست" به تمام نقاط عراق از جمله سامراء در هر شرايطي بروم ولي صد حيف كه ...!!!
اما برخي تحولات امروز عراق:
بصره اي ها امروز در حمايت از اعدام صدام تظاهرات كردند.
نيروهاي پليس در ناصريه، ۲۰ نفر مظنون به دست داشتن در آدم ربايي و قتل غير نظاميان را بازداشت كردند.
و انفجار دو خودرو در منطقه المنصور بغداد ۱۳ كشته و ۲۲ زخمي برجاي گذاشت.
شب بخير.........
تاريخ : چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت: 19:47
* چهارشنبه ۱۳ دی ماه :
امروز برای تهیه گزارش به بوستان الزوراء رفتم. پس از بازرسی های معمول، که بسیاری از جوانان را هم در صفی طولانی به خود مشغول کرده است به داخل پارک رفتیم. با مردم گفتگو کردم. سوژه گزارشم اعدام صدام و دیدگاه مردم، زنان عراقي و انتظاراتشان از دولت و حكومت و كودكان و جنگ بود.
مشاهده بوستان الزوراء در روز گذشته، نگاهم را به گزارش كودكان و جنگ متفاوت كرد. چقدر خوب است كه يك خبرنگار در كار توليدي تصويري، پيشتر جاي كار و فرصتهاي قابل استفاده را بررسي كند.
متن گزارشم كه الهام گرفته از مشاهدات ديروز و تامل ديشبم بود و امروز تصاوير آن را تهيه كردم اينگونه است:
چه زيباست پرتاب توپ بازي براي كودكان، به جاي پرتاب توپ براي پر پر كردن آنها.
چه خوب است بازي با بچه ها، به جاي بازي كردن با جان آنها.
چه روح نوازست خنده و شادي پدران و مادران عراقي از بازي فرزندان، به جاي گريه و شيون در مرگ عزيزان آنها.
چه جالب است فروش وسايل بازي و عروسك به كودكان، به جاي فروش اسلحه حتي ازنوع اسباب بازي آنها.
چه دوست داشتني است نوازش و مهرباني با كودكان، به جاي افكندن ترس و وحشت در دل آنها.
چه نيكوست رساندن اطفال به پدر و مادر، به جاي جدا و يتيم كردن آنها.
چه ديدني است سيماي معصوم و صميمي كودكان مظلوم عراقي، به جاي چهره خشن اشغالگران وطن آنها.
چه شنيدني است صداي هلهله و شادي و بازي كودكان، به جاي صداي بمباران، اسلحه و بيداد ستمگران.
و چه غرور آفرين است رساندن صداي مظلوميت مردم به گوش جهانيان، به جاي رساندن صداي قدرت هاي سلطه گر و اشغالگران به مردم.
پس از پايان گزارش كه با همكاري خوب آقاي محمد جليل صالحي فر تصوير بردار واحد مركزي خبرانجام شد، به دفتر باز گشتيم.
عصر امروز گزارش تلفني از تحولات عراق، براي اخبار ساعت ۱۶ شبكه ارسال كردم و سپس گزارش تصويري براي خبر ساعت ۱۹ و در ادامه مونتاژ گزارش توليدي را درباره اعدام صدام و ديدگاه مردم عراق انجام دادم. در اين كار ابوطالب، همكار محلي دفتر با مونتاژ و آقايان علي حسيني و شمشادي با قرائت نريشن، مرا همراهي كردند. گزارشها از طريق اينترنت با موفقيت ارسال شد.
اما برخي تحولات امروز عراق : بامداد امروز يك خودروي نظامي آمريكايي در شهر عانه عراق، بر اثر انفجار بمب منهدم و سرنشينان آن كشته يا زخمي شدند. با خانواده تلفني گفتگوكردم. دخترم با صداي گرم و دلنوازش خستگي كار روزانه را از بين برد.
مقر نيروهاي آمريكايي در منطقه حقلانيه، با گلوله هاي خمپاره هدف قرار گرفت و ستوني از دود و آتش از اين مقر به هوا خاست.
امروز يك نظامي آمريكايي در جنوب بغداد كشته شد. در سال جديد ميلادي كه سه روز از آن مي گذرد، اين دومين سرباز آمريكايي است كه كشته مي شود. جمع كشته شدگان نظامي آمريكايي از آغاز تهاجم به عراق در مارس سال ۲۰۰۳ تاكنون، به ۳۰۰۲ تن مي رسد.
تاريخ : سه شنبه دوازدهم دی 1385 ساعت: 23:59
* سه شنبه ۱۲ دي ماه :
عراق و پایتخت آن بغداد تعطیل وعلت اصلی عید سعید قربان است. عراقی ها جمعه و شنبه را در هر هفته تعطیلند. در عید قربان نیز ۴ روز تعطیل رسمی است. در مجموع از جمعه هشتم تا شنبه شانزدهم ادارات، نهادها ومدارس فعال نیست.
آقای علیرضایی خواست برای تهیه گزارش به پارک الزوراء برود، من هم همراه شدم. در بسیاری از خیابانها نیروهای مسلح و امنیتی دیده می شوند. ما برای ورود به پارک چند بار بازرسی شدیم.کارت شناسایی بین المللی خبرنگاری نشان دادیم. مردم هم بازرسی می شوند.
بسیاری از جوانان در صف طولانی بازرسی ایستاده اند تا بتوانند وارد پارک شوند. در پارک صدای کودکان بیشتر از صدای گلوله و انفجار شنیده می شود و نه تنها اسلحه سربازان که اسلحه اسباب بازی هم خریدار ندارد. بسیاری از خانواده ها آمده اند تا فارغ از جار و جنجال جنگ دقایقی آسوده باشند.در این بوستان بزرگ بعضي به شهربازي و برخي به باغ وحش مي روند.
همکارم گزارش می گیرد و با خانواده ها جوانان و کودکان مصاحبه می کند. جلال همکار محلی ما کار ترجمه را انجام می دهد. من پیشتردر فروردین سال ۱۳۸۲ زمان شروع جنگ آمریکا علیه عراق با او در سلیمانیه عراق آشنا شده بودم.
جلال مي گويد در شرايط عادي اين پارك و بسياري از پارك هاي بزرگ و كوچك بغداد پر از مردم است. او معتقد است كه حيوانات باغ وحش هم همانند مردم بغداد خسته اند.
مردم هم در مصاحبه آرامش و امنيت را براي زندگي خواستارند.
به دفتر برگشتیم. خبرها حاکیست که نظامیان آمریکایی عصر روز گذشته ابراهیم عبدالله مربی تیم بسکتبال معلولان را در کنار درب منزلش واقع در منطقه المنصور بغداد کشته اند. همچنین افراد مسلح ناشناس، صباح محمد یونس، کارمند عراقی سفارت الجزائر در عراق را ترور کردند.
صبح امروز هم افراد مسلح ناشناس، علی مجید صلبوخ، عضو شورای استانداری دیاله عراق را به همراه خانواده اش در مرکز شهر بعقوبه، در ۶۰ کیلومتری شمال بغداد، به قتل رساندند.
این اخبار را در گزارش زنده تلفنی برای بخش عصرگاهی ام سي شبكه خبر، مخابره كردم. مشاهداتم از پارك الزوراء در صدر گزارشم بود.
براي خبر ۱۶ شبكه خبر نيز گزارش تلفني دادم كه ضبط و پخش شد.
با نجاح عطيه، كارشناس سياسي و بين الملل كه عراقي بود، گفتگو كردم و خبر مكتوب تعطيلات عيد قربان در پارك بغداد، مصاحبه با كارشناس و برنامه تلويزيون صلاح الدين درباره صدام را فرستادم.
با خانواده، برادرم و يكي از دوستانم تلفني صحبت كردم و از سلامتي ام با خبر شدند.صداي گرم و دلنشين دخترم را شنيدم و شارژ شدم.
امشب حدود ساعت ۲۰ و ۱۰ دقيقه براي اولين بار وبلاگم را با عنوان خط سبز فعال و نگارش آن را بر مبناي خاطراتم ازعيد سعيد قربان آغاز كردم.
پايان نگارش امروز وبلاگ : ساعت ۵۹ و ۲۳ به وقت تهران، ۲۹ و ۲۳ به وقت بغداد، شب بخير.
تاريخ : سه شنبه دوازدهم دی 1385 ساعت: 21:59
* دوشنبه ۱۱ دی :
خداحافظی با خانواده و بخصوص دخترم سارا، بسیار سخت است. به قول معروف، دخترها پدری اند و این نکته در نگاه معصوم و عمیق و سکوت پر معنای سارا هویداست. اما باید رفت و از آن گریزی نیست، چراکه بسیار سفر باید تا پخته شود خامی.
قرار است ساعت ۱۵ با پرواز هواپیمایی العراقیه عازم عراق شویم. پرواز با تاخیر یک ساعت و ۵۰ دقیقه انجام می شود. آقای صالحی فر، تصویربردار واحد مرکزی خبر و دو نفر از کارمندان سفارت ایران در عراق به همراه زوار عتبات عالیات همسفرند و ما پرواز كرديم.
در هواپیما زمزمه کربلایی به گوش می رسد و فضا عطرآگین می شود. به فراز بغداد می رسیم، شهری ساکت و آرام که به نظر می رسد پس از اعدام صدام، مدتی آرامش را به آغوش کشیده است. بعضی بخش های شهر برق ندارد و تاریک است.
ساعت ۱۸ و ۵۰ دقیقه، هواپیما در فرودگاه بغداد به زمین نشست. در فرودگاه بغداد اثری از عکس مقامات عالی کشور نیست. فکرش را بکنید، زمانی در هر کوی و برزن بغداد عکس صدام بود، چه رسد به فرودگاه پایتخت.
موقع انجام کارهای مخصوص ورود به عراق، دوربینی شبیه میکروفن که بر پایه قرار دارد از دارنده گذرنامه عکس میگیرد و فضای امنیتی حاکم بر عراق را در همین ابتدای کار به رخ می کشد.
به همراه بچه های سفارت و با خودروی سفارت جمهوری اسلامی ایران، به سمت دفتر خبری صداو سیما رفتیم. شنیده بودم به محض ورود باید با خودرو به دفتر بروم و از طرفی می گفتند، رانندگان تاکسی در شرایط موجود بغداد با قیمتهای نجومی مسافران را به داخل شهر می برند.
دوبار ایست بازرسی، ما را متوقف کرد و راننده عرب زبان بومی، راهگشا بود. بغداد کاملا سوت و کور بود.به دفتر رسیدیم. آقایان حسن علیرضایی و حسن شمشادی از همکاران واحد مرکزی به همراه ابو علی از همکاران محلی به استقبال آمدند. آقای کوچک مدیر دفتر هم احوالپرسی کرد. کمتر از ۵ د